
آف ها و اس ام اس هاي بهاري
تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم تو اون فرشته اي كه وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پائيز را مي كشند تا جاي پاهات رو بوسه بزنند خوردن شيريني خيلي راحته? خوندن داستان شيرين هم راحته? اما پيدا كردن دوست شيرين خيلي سخته! تو چطوري منو پيدا كردي؟ كاش بداني روشن ترين ستاره بخت مني . پس بتاب و دنياي مرا روشن كن . دنيا را برايت شاد شاد و شادي را برايت دنيا دنيا ارزومندم بهترين لذت دنيا زمانيه كه اصلا انتظارش رو نداري و زيباترين اونا دوست داشتن است . پس حالا كه انتظارش رو نداري، دوستت دارم به زيبايي چشمان تو غمگين ماندم وبه اندازه هر برق نگاهت به نگاهي نگران، تو به اندازه تمام تنهايي من شاد بمان ترکه يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده ميدويده فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو انقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افت گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم. ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم. تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن غضنفر وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي غضنفرميگذاره كه: منو فردا ساعت ? بيدار كن. صبح زنه ساعت ?? از خواب پا ميشه، ميبينه غضنفر براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه ترکه مي خواسته خرگوش بگيره مي ره پشت درخت صدا هويج در مياره هدف از آفرينش لرها : ?- ايجاد رعب و وحشت در بين حيوانات ?- ايجاد شادي بين انسانها ?- روحيه دادن به ترکها !! از دست زمانه تير بايد بخوري دائم غم ناگزير بايد بخوري صد مرتبه گفتم عاشقي كار تو نيست بچه تو هنوز شير بايد بخوري يه روز يه ترکه به پسرش مي گه اين جوري که تو داري درس مي خوني در آينده حتي يه گوساله هم نمي شي. اصلا مي دوني گوساله چيه ؟ پسر: آره که مي دونم گوساله، کسيه که باباش گاو باشه در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهي شد امشب مرا غم ديوانه کرده در خانه ي دل ، کاشانه کرده امشب غرورم را فدايي ميکنم من اي دل برايت دست و پايي ميکنم من امشب به کويش ميروم ، با گريه سويش ميروم شايد دلش را ، با اشک خود آتش زنم در تاب و در تب افکنم ، يکبار ديگر ميروم امشب به سويش ميگويم از دردم برايش امشب به کويش ميروم ، با گريه سويش ميروم جان اسير دل....دل اسير دوست.....دوست چه ميداند؟؟دل اسير اوست هنوز پشت هر در بسته اي ترا جستجو ميکنم با هر نگاه ساده اي ، تا انتهاي چشمانت غرق ميشوم دستانم از سردي نبودن تو ميلرزد چون زمستان دل خسته ام ، پر از تاول ست در دلم باران ميبارد ، زمينش يخ زده است دستانم ميلرزد تنم سرذ است فکرم در تابوت خالي تن سرد خيابان به انزوا رفته است کاش ميشد دلم را در گوشه ي شيشه اي آسمان نگاهت ، دفن ميکردم تا ترا در ترانه هاي پائيزي جستجو نکند در دلم رخت هاي کثيفي ميشويند سينه ام طاقت آه هايم را ندارد کاش ميتوانستم احساسم را در بي نهايت شب ، به خاک بسپارم يا نگاهم را از روزهاي رفته ، پنهان کنم دلشوره ي خاطرات دور ، مرا به تباهي کشيده است Tags: آف , اس , ام , بهاري , SMS , اساماس , اس ام اس
↓ تبلیغات کلیک روز ↓
|
|