Bia2Tanz.Com
        داستان و طنز          فال و طالع بینی          لطیفه و اس ام اس

  ضرب المثل ج
  ضرب المثل ی
  امر روزمره
  چشمك
  ضرب المثل ک
  '' شعر ''
  ضرب المثل ق
  تابلو عيسا و يهودا
  داستانك گلفروش
  تكرار زمانه   

  آبان با دي (10+8)
  (تا 13 خرداد) ( 2..
  (شهريور تا 3 مهر) (..
  طالع بيني ايتاليايي روز تولد
  سال سگ
  (تا 20 فروردين) ( 14..
  (تا 12 شهريور) ( 1..
  طالع بيني براساس گروه خوني
  كلاغ سياه
  طالع بيني ايتاليايي روز تولد

  طالع بيني افراد از روي..   
  نه جورج، خطرناکه جورج!
  آف ها و اس..   
  خانمها رو توصیف کنید؟؟
  حدس بزن
  sms هاي جالب
  شباهات های شهر و..
  فرهنگ اصطلاحات يک زن..
  خواستگاري خر !!!!!
  زني دارم فلك تايش نديده   

 



ابداع زندگی روزمره


 ابداع زندگی روزمره ابداع زندگی روزمره - ریتا فلسکی (بخش اول)
مترجم : مروارید آیاز
بر مبنای تعریف جدیدی از زندگی روزمره که از سه بند تشکیل شده است : زمان ، فضا ، بعد (کیفیت)
''زندگی روزمره'' با اینکه امری بدیهی به نظر می رسد ولی هنوز یک ایده معمایی است .
مفهومی کلیدی در مطالعات فرهنگی و فمینیسم و یک مقوله حائز اهمیت در سایر زمینه های پژوهشی است که بخشی از علاقه روزافزون به تخلیل های خردنگر و نگاه به تاریخ از پایین را شکل می دهد .
هنوز کسانی که از این واژه استفاده می کنند اغلب برای بیان اینکه این واژه دقیقا چه مفهومی دارد ، ابراز بی میلی می کنند .
همزمان با انجام تحقیقات برروی این مقاله ، من از تعدد کتابهایی با عنوان زندگی روزمره شگفت زده شدم ، و متاسفانه متوجه شدم که در فهرست آنها پرداختن به زندگی روزمره بسیار ناچیز بوده است .
این خاموشی ممکن است نیتمند باشد ، منابع در مورد هرروزه ، اغلب از حس نا امیدی در مواجهه با نظریه های آکادمیک و تمایزات شکاف دهنده ناشی می شود . علاوه بر همه اینها ، زندگی روزمره به زبان ساده یک مبحث جدلی است : یک مبحث خیالی است که پیوستاری از فعالیت های این جهانی را در خودش دارد و تاخت و تازهای ما را به سمت دنیاهای بیگانه و مرموز شکل می دهد و یک واقعیت غایی و غیر قابل بحث و یک پایه غیر قابل اجتناب برای تمام اشکال دیگر تلاش و کوشش های انسانی است . روزمره ، همانطور که گای دبور نوشته است ، ''مقیاسی از همه چیز است . '' {1}
قدرتمندی جذبه های زندگی روزمره ، به شدت با معانی مبهم و تیره اش مرتبط است . اینکه ، واقعا به چه چیزهایی راجع است ؟ دنیای اجتماعی یکپارچه ؟ رفتارها و تجربیات خاص ؟ یک نگرش در رابطه خاص با محیط زندگی افراد ؟
در نگاه اول ، به نظر می رسد که زندگی روزمره همه جا هست ، در حالیکه جایی ندارد و بدلیل اینکه حد و مرز مشخصی ندارد ، شناخت آن مشکل است .
زندگی روزمره با مفاهیم همیشگی ، معمولی و این جهانی مترادف است و درعین حال شدیدا گمراه کننده است و بعنوان یک مفهوم قابل درک از چنگ ما می گریزد .همانطور که هنگامیکه مستقیما به روی مرکزثقل صحبت های یک فرد تمرکز می کنیم ، بخش های حاشیه ای آن در لبه دیدگاه های آن فرد محو می شوند ، موارد هرروزه ، هنگامی که سوژه بررسی های انتقادی قرار می گیرند ، هرروزه
می شوند .
''گریز های هرروزه '' همانطور که بلانشو می نویسد ، '' به بی معنایی تعلق دارند.''{2}
در عین حال ، زندگی روزمره مفهومی با سبقه تاریخی است . با اتخاذ سند از کارهای دوسرتو در می یابیم که نوشتن در مورد روزمره ، وابسته به سنت گسترده ای است که فقط شامل کارهای لفور نمی شود ، بلکه فلاسفه و جامعه شناسانی مانند لوکاچ ، هایدگر ، هلر ، شوتز ، گافمن و هابرماس در زمره آنها قرار دارند . واقعیت این است که بسیاری از این نوشته ها بدلیل ویژگی های انتزاعی و فلسفی که دارند به مطالعات فرهنگی و فمینیسم تعلق ندارند .
گرایش جدید به مفاهیم انضمامی و خاص و همینطور گوناگونی زیاد زندگی های افراد در زمینه های فرهنگی ، باعث می شود که برروی زندگی روزمره در کلیت آن تمرکز کنیم .{3}
نتیجه این تمرکز برروی موارد خاص - اگرچه ، زندگی روزمره به ندرت زیر میکروسکوپ می رود و بعنوان یک مفهوم مورد مداقه قرار می گیرد - مانند هر واژه تحلیلی دیگر ، دنیا را به سمت ضوابط و معیارها و فرض های قطعی سامان می دهد .
بعنوان مثال ، زندگی روزمره رابطه پیچیده ای با تمایزات بین عرصه عمومی و خصوصی دارد ، که شامل فعالیت های خانه و همچنین شکل های عادی کار ، مسافرت و فراغت است . بعلاوه ، زندگی روزمره به سادگی توسط مردم قابل تغییر نیست : مالکیت انحصاری هیچ طبقه اجتماعی یا گروه خاصی نیست . همانطور که بیسمارک زندگی روزمره دارد ، مدونا هم دارد .
آیا این واژه معنا پیدا کرده است ؟ مولفه های آن کدام است ؟ متضاد و در مخالفت با چه چیزی است ؟
لفبور می گوید که زندگی روزمره ، یک پدیده مدرن است که بطور مشخص در قرن نوزدهم ظهور پیدا کرده است . این ادعای غیر شهودی در مقابل کلیت مسلم هرروزه قرار می گیرد .
در حقیقت یک سبقه تاریخی طولانی از نوشته ها ، برروی زندگی هرروزه وجود دارد که از یونان باستان به مسیحیت قرون وسطایی و به روشنگری می رسد .{4} اما این مساله که زندگی روزمره در قرن نوزدهم بعنوان ابژه بازتاب انتقادی و ارائه آن در ادب و هنر اهمیت پیدا کرد ، صحیح است .
علت این نگاه جدید چیست ؟ لفور بر تاثیر سرمایه داری و صنعتی شدن بر وجود و درک بشر تاکید دارد . با انباشته شدن بدن های افراد در شهر های بزرگ تحت شرایط مدرن ، جنبه های متحدالشکل و تکراری زندگی افراد بیشتر برجسته می شوند .
الوین گلدنربر این عقیده است که ، تغییرات سریع محصولات زندگی عادی ، آگاهی جدیدی از دنیایی بودن و این جهانی را خلق کرده است .
همانطور که قبلا گفتیم ، این رویکرد جدید به اشکال محو شدنی در هر دوشکل جدید و سنتی اش وجود داشته است .
زندگی روزمره همچنین یک مفهوم سکولار و دموکراتیک است . سکولار به این علت که حسی را از دنیایی منتقل می کند که از تعالی پاک شده است . روزمره ، به این علت روزمره است که با امور معجزه آسا وجادویی و روحانی ارتباطی ندارد . (از اینرو ، یک نسل جدیدی از کتابهای پرفروش عنوان افسونگری مجدد زندگی روزمره را به خود گرفته اند . ){5} و دموکراتیک است بدلیل اینکه برترین واقعیت اشتراکی این جهانی موجود در جهان را مشخص می کند . هر کس ، از مشهورترین تا منفورترین افراد ، می خورند ، می خوابند ، خمیازه می کشند ، دفع معده می کنند . هیچ کس را از این امور روزانه پیش پا افتاده راه فراری نیست .
به عبارت دیگر ، نه اینکه زندگی روزمره فقط زندگی مردم عادی را توصیف کند ، بلکه این موضوع را که هر زندگی شامل مولفه های معمولی است و اینکه ما همه دست آخر به چیزهای این جهانی وابسته ایم را مشخص می کند .

بعضی از گروه ها ، مانند زنان و طبقه کارگر ، بیشتر از سایرین با واژه هرروزه شناخته می شوند . زندگی روزمره ، همانطور که لفبور می گوید فقط ماده محصول سرمایه داری نیست ، بلکه واژه ای است که توسط روشنفکران برای توصیف روابط غیر روشنفکرانه در جهان ، بسط یافته و مورد استفاده قرار گرفته است.
به عنوان مثال ، برای لوکاچ و هایدگر با وجود بی قدرت ناموثق ، خاکستری و زیبایی شناختی مترادف است .
لفور بیشتر این مساله را دو سویه می بیند ، زندگی روزمره نشانه تنزل اجتماعی رایج تحت سرمایه داری است و در عین حال ، با ریتم های موثر و بدنی در ارتباط است و از اینرو ، یک انگیزه یوتوپیایی را در خودش نگاه می دارد.

اخیرا ، برای بعضی از پژوهشگران در مطالعات فرهنگی ، تاریخ و رشته های وابسته ، زندگی روزمره ، بعنوان جایگزینی برای نظریه و همچنین عرصه ای برای بیان تجربیات معتبر ظهور کرده است. در مواجهه با بحران مشروعیت ارزش و اهداف پژوهش های انسانی ، روشنفکران اغلب در برگشت به چیزهای معمولی عذر و بهانه می آورند . به عبارت دیگر ، زندگی روزمره به ندرت با بی طرفی همراه است .
این مفهوم با تاریخ خصومت ، حسدبری و شهوت مشخص شده است که هم نوستالژیای امور انضمامی را در خودش دارد و هم اهانت به زندگی ای است که ازکمبود انتقادهای خودبازتابی رنج می برد .
با اینحال ، بعنوان یک واژه ، زندگی روزمره به طرز عجیبی بی شکل و نامنظم باقی مانده است . همانطور که لفور می گوید ،از این واژه در اکثر مواقع تعبیر منفی می شود ، بعنوان یک چیز به جا مانده بعد از فعالیتهای متنوع تخصصی برروی امور انتزاعی که یکی از آنها فلسفه است .
بر طبق قرارداد ، پژوهشگران زندگی روزمره را در مقابل بازتاب انعکاسی و گمانه زنی قرار داده اند که بیشتر با ''نگرش طبیعی '' مترادف است تا '' نگرش نظری '' . با قلمرو عقل سلیم و خرد جمعی تا شکاکیت نوک تیز و سخت .{6}
تمایز دوم بین امور هرروزه و زیبایی شناسی است . این تمایز در داستان مشهور آلیس واکر بنام '' استفاده هرروزه '' مشخص شده است ، که به تفاوت نگرش های دو دختر نسبت به بعضی از لحاف های قدیمی خانواده بر می گردد . برای یک دختر آنها اشیا قابل استفاده ای در زندگی هرروزه او هستند ، در حالیکه برای خواهر درس خوانده او ، آنها به شکل نمونه هایی از هنر قومی دارای اعتباری در آمده اند که باید به دیوار آویخته شوند و مورد تحسین قرار بگیرند .{7}
در نظر گرفتن چیزی بعنوان هنر و جدا کردن آن حداقل به صورت موقتی ، از نیازهای عملی و مایحتاج روزانه است .
بالاخره ، زندگی روزمره ما عموما از لحظه های استثنایی مانند جنگ ، فاجعه و کردار غیر معمول جدا است .
تمایز''هرروزه'' با اموردیگر ، اعتبار خود را از کمبود تمایز و تفاوت می گیرد .
هوایی است که کسی استنشاق می کند ، پشت صحنه ای اززندگی است که همه برروی آن توافق دارند و پایه های خرد جمعی در تمامی فعالیتهای بشری است . ''زندگی قهرمانی '' که مایک فدرستون آن را نوشته است ، ''سپهر خطر است '' ، خشونت مخاطرات آنجاکه زندگی روزمره سپهر زنان است ، صحنه بازتولید و مراقبت است.{8}

همانطور که از عبارات فدرستون برمی آید ، جنسیت عامل مهمی در مفهوم زندگی روزمره است . لفور ، مانند دیگر نظریه پردازان ، به زنان بعنوان نمایشگران ذاتی و قربانیان روزانه نگاه می کند . او می نویسد : ''زندگی روزمره وزن سنگینی برروی زنان دارد . '' بعضی ها درگیر ماده عجیب و غریب احساساتی اش می شوند ، در حالیکه بعضی دیگر ، به سمت باورسازی می روند . . . آنها سوژه های زندگی روزمره و قربانیان آن هستند .{9}
زنان مانند زندگی روزمره ، اغلب با انکار شناخته می شوند . قلمرو آنها جنگ ، هنر ، فلسفه ، تلاشهای علمی و شغل و مقام بالا نیست . آنچه برای زنان باقی می ماند چیزی جز زندگی روزمره نیست ، قلمروی امور ناچیز ، نامرئی و در عین حال ضروری در دست آنهاست .
بعضی از رویکردهای منفی درباره روزمرگی ، جای نقادی را باز می گذارد . هم فمینیسم وهم مطالعات فرهنگی از اینکه به زندگی روزمره بعنوان یک چیز تفوق یافته که قلمروی اموریکنواخت ، پوچ و یک اجبار و اضطرار کند و آهسته است ، نگاه می کنند ، مورد سوال قرار گرفته اند .
از این گذشته ، یک چنین دسته بندی بین روزمره و ناروزمره ، به طور نامرئی به سمت رتبه بندی افراد منحرف می شود : افرادی که بعنوان سرمشق و نمونه هستند و می توانند در خلال فلسفه و هنر والا یا شهامتی که آنها را در مقابل باقی بشریت قرار می دهد ، از روزمره فرار کنند .
در مقابل پژوهشگران اخیر براین باورند که ، تفکر انتقادی مهد فلاسفه نیست ، تجربه های زیبایی شناختی نیازمند این هستند که در زندگی روزمره بکار روند ، ودیگر اینکه اشکال دیگری از قهرمانی وجود دارند که در کنار جنگ یا تعارض اودیپال بکار می روند .
آیا می شود به هرروزه به عنوان یک امر منفی یا پس مانده نگاه نکنیم ؟
در پس برخی از پژوهشهای مطالعات فرهنگی اخیر انگیزه ای نهفته است که میل به معکوس کردن این درک از روزمره دارد و می خواهد هرروزه را با ارزشهای عالی و معنا دار هماهنگ کند .
به طور خاص ، ''شیوه زندگی روزمره '' دوسرتو ، ملهم از بسیاری از مطالعات در زندگی هرروزه بعنوان مترادف هایی برای کنشهای مقاومتی و خرابکاری است . اینگونه به کارگیری جدید هرروزه ، اغلب بینش های این جهانی ، توافقات جمعی وکیفیات عادی را شامل می شوند که برای تعریف آن محوری به نظر می رسند – هرروزه گی های هرروزه -
در مقابل ، نوشته های پدیدارشناسانه و جامعه شناختی برروی زندگی روزمره صریحا برروی این پرسش تمرکز کرده اند .
از قرائت کارهای لفور ، هلر و شوتز و وصله کردن تکه های مختلف آنها به هم من می خواهم یک تعریف جایگزین از زندگی روزمره ارائه کنم که از سه بند تشکیل شده است : زمان ، فضا ، بعد ( کیفیت ) .
به نظر من ، زودگذری زندگی روزمره ، از تکرار است ، ترتیب سه بعدی و فضایی از روزمره متصل به احساس راحتی (خانه) و سبک ویژه تجربه هرروزه در امور عادتی است .
این رویکرد به زندگی روزمره به چند دلیل جالب توجه است . اول از همه اینکه ، به طور محسوسی با روشی که زندگی روزمره در مطالعات فرهنگی معاصر مفهوم سازی شده تفاوت دارد ، جایی که نویسندگان از انهدام و تخریب ، عدم تعین ، آوارگی و کوچ گردی ، اشعار حماسی می سرایند .
من می خواهم با کشف این تفاوت ها ، سنت های متنوع پژوهش در مورد زندگی روزمره را در یک دیالوگ روشن ، گرد هم آورم .
ثانیا ، قراردادن روزمره درکنار تکرار، خانه و عادت اغلب درگیر با فرضهایی درباره جنسیت و رابطه زنان با دنیای مدرن است . این فرض ها در جامعه شناسی لفبور و نقل های مارکسیستی از زندگی روزمره بیشتر مشخص است .
و در نهایت می خواهم در مورد جنبه های عادتی و خانه محور زندگی روزانه که بیرونی هستند و بعضی از حس های ضد و نقیض تجربه درست مدرنیته پرسش هایی را مطرح کنم .


--------------------------------------------------------------------
1- به نقل از پیتر اسبورن ، سیاستهای زمان : مدرنیته و آوانگارد ، لندن 1995 صفحه 192 .
2- موریس بلانشو ، گفتار هرروزه ، مطالعات فرانسوی ییل ، شماره 73 ، 1987 ، صفحه 14 .
3- نگاه کنید به راجر سیلورستون '' تلویزیون و زندگی روزمره '' ، لندن ،1994 ، که بطور گشترده در جامعه شناسی ، پدیدارشناسی و انسان شناسی کار می کند و مگان موریس '' کنارساحل'' در مطالعات فرهنگی – لورنس گراسبرگ ، کری نلسون و پاولا تریچلر ، نیویورک 1992 ، همچنین نگاه کنید دوروتی اسمیت '' دنیای هرروزه بعنوان امر پروبلماتیک : جامعه شناسی فمینیستی '' ، میلتون کی نس 1987 در یک بحث مختصر در مورد شوتز – کریستین راس '' اتومبیل های سریع ، بدن های تمیز : مستعمره زدایی و نظم مجدد در فرهنگ فرانسوی '' ، ام آی تی 1995 برای کاربرد های فمینیستی در آثار لفبور – نانسی فرسر '' نقادی در نظریه انتقادی چیست ؟ مورد هابرماس و جنسیت ، '' نقد آلمانی جدید شماره 35 ، 1985 برای نقد فمینیستی از درک هابرماس از جهان زندگی . همانطور که این مقاله مشخص میکند ، من رمان لوری لنگبور '' رمان های زندگی روزمره : سری افسانه های انگلیسی از 1850 تا 1930 را مهیج و جالب یافتم . ایتاکا 1999 ، که نتیجه گیری اندک متفاوتی ارائه داده بود ، پیمایش لنگبور در مفاهیم نظری متفاوت زندگی روزمره و رابطه آنها با مساله جنسیت همتایی با بحث من دارد .
4- هنری لفور ، '' زندگی روزمره در دنیای مدرن '' ، نیویورک 1984 ، صفحه 38 برای تاریخ زندگی روزمره ، نگاه کنید به الوین گلدنر '' چامعه شناسی و زندگی روزمره '' در ایده علم اجتماعی ، لوئیس کوزر ، هارکور ، بریس ، ایوانویچ ، نیویورک 1975 .
5- توماس مور، '' چادوی مجدد زندگی روزمره '' نیویورک ، 1996
6- آلفرد شوتز و توماس لاکمن '' ساختار زیست جهان '' 1983
7- آلیس واکر '' مصرف هرروزه '' در عشق و آزار : داستان زن های سیاهپوست ، نیویورک 1973
8- مایک فدرستون '' زندگی قهرمانی و زندگی روزمره '' نظریه ، فرهنگ و جامعه شناسی ،1992
9- لفور '' زندگی روزمره در دنیای مدرن '' 1984






Tags: ابداع , زندگی , روزمره

تبلیغات کلیک روز


 
        تبلیغات

      محصولات جدید
      پیوندهای سایت
خواندنی روز
طنز جدید
تفریح گشت و گذار
دانستنی علمی
عشق و دوستی
تاپ سایت ایران
پرشین تاپ سایت
لینک باکس
خبر روز
پزشکی دارویی
خبر روزانه
تهران عشق
مقالات مختلف
مطلب روز
اس ام اس طنز
سرگرمی خفن
اسمس باحال
علمی هنری
کارت تبریک
نرم افزار
سرگرمی
      لینک روز
---
      عضویت در سایت

:: دریافت ایمیل رایگان ::
عکس و کاریکاتور
جوک و اس ام اس
مطالب آموزشی تفریحی

      سایت همکار


















طنز خانه :: نقشه سایت